تبليغاتX
شب بوي شب - مردمان فراموش شده من

یکشنبه 15 دی1387

مردمان فراموش شده من

دور و دیر به نظرم می آید زندگی به شیوه عادت. عادت مردمان از یاد رفته ای که تنها تکرار دمادم نفس هایشان است، نماد زنده بودنشان؛ با عادت های ساده ای چون لبخند زدنی، گلایه ای، دوست داشتنی...و غرق شدنی در مسیر هر روزه.

مردمان سرزمینم به عادت هایی ساییده و فرسوده اسیر شده اند. کسی نیست بی دلیل لبخندی بزند...گاهی بغضی کند از سر دردی کوچک...گلایه ای کند از سر مهر...یا دوست بدارد از سر بی نیازی.

مردمان از دست رفته من، لبخند می زنند به حساب باز شدن راهی...بغض می کنند به نمایش مظلومیتی...گلایه می کنند از سر توقعی...دوست می دارند از سر منطقی...مردمان بیچاره من...مردمان فراموش شده من...دلم می گیرد برای زندگی از یاد رفته تان...دلم می گیرد.

نوشته شده توسط شب بو در 10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •