تبليغاتX
شب بوي شب - کسی دست زندگی مرا بگیرد

پنجشنبه 12 دی1387

کسی دست زندگی مرا بگیرد

نابینای من بود شیرینی زندگی. نابینای جوانی ام. نابینای منی که بودم...هر چند نیمه تمام.کسی عصایی به زندگی من ببخشد. کسی دست زندگی ام را بگیرد...این راه ناصاف است، پر پیچ و خم. کسی به زندگی بگوید، می تواند با دست هایش مرا بخواند...به خط بریل آفریده اندم؛ دستانش از روی انحنای تنم که بگذرد...از پیچ و تاب موهایم...از مژه های آویخته ام...حرف های مگوی ام را می خواند...یا نه فقط اندکی در ارتعاش صدایم مکث کند...اندکی در گرمی نفس هایم...

کسی دست زندگی مرا بگیرد...

نوشته شده توسط شب بو در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •