تبليغاتX
شب بوي شب - با مدارا نوازش مي‌كنم

شنبه 13 مهر1387

با مدارا نوازش مي‌كنم

گفته بودي از مردمان قبيله بي چتري؛ گمان كردم مرد باراني.ايستادم و ديدم تنها مشتي خاكي.چتر بغض بر چشم كشيدم و رفتم.جاده مرا گم كرد...حالا كه برگشته‌ام، به جاي حرف‌هاي هميشگي برايت كمي مدارا آورده‌ام با اندكي نوازش، از نمي‌دانم كجاي دوست داشتني كه پشت پيچ‌هاي به راه نرسيده ماند.
نوشته شده توسط شب بو در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •