تبليغاتX
شب بوي شب

پنجشنبه 29 تیر1385

ماه من نبودی

آفتاب میهمان چشمانم شده...مثل شب که ماه در برکه بود ، برکه با سنگریزه ای آشفته می شد و ماه را گم می کرد.ناگهان هزاران ماه میان لرزش دل اش هویدا می شد.برکه نمی توانست ماه اش را بیابد...منتظر می ماند...همه می رفتند ! برکه می ماند و ماه اش !
دیگر روز شده ، من برکه بودم...اما تو ماه من نبودی ! حالا چشم بر آفتاب هم می بندم....
نوشته شده توسط شب بو در 0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 15 تیر1385

چمدانت را بر دار...سفر بخیر

نوشتنم برای نمردن است ،وگرنه روزهاست چتر خسته سکوت را هم بسته ام.اما بگذار بنویسم چند فانوس روشن از آسمان برایت آورده ام با چند خواب که تعبیر نشد تا بگذاری ته چمدان رفتن ات.دعای خیرم را روی لباس هایت بگذار تا عطرش نرود.
تنهایی پر هیاهو را من برمیدارم و از روزهای با هم بودنمان به تو خرده ریز خاطره های دور را می دهم تا فراموش کردنشان کار سختی نباشد.
صبر کن !...چمدانت را نبند...اندکی نگاه ترک حورده و صدای ابریم را هم در دستمالی سپید گذاشته ام ، بگذار در چمدانت و هر جا در چشم باد بلاتکلیفی دیدی ، دستمال را به دست باد بده و بگذار به هر سو که می خواهد بوزد.
کفش های سرنوشتت را به پا کن.من کنار در ایستاده ام.برایت پیاله ای آب در سینی آماده کرده ام که برگ های سبز نارنج را غرق کند ، کنارش دفترچه خوانده نشده ام را گذاشته ام که انباری ست برای کلمه ها:سلام...دوستت...تنها...فردا...شهر...دلتنگ...خداحافظ...سبز...بهار...سرد...خواب...
بیا از زیر سینی رد شو و رو به رفتن های ناپیدا برو ، جاده ، همان جاده ای ست که هیچ گاه بازگشتی ندارد...
...من همین جا می مانم و عاشقی را تمام می کنم.
نوشته شده توسط شب بو در 6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 9 تیر1385

جریمه

چشم بر این همه ناگهان خواب بی ستاره می بندم و در آسمان کودکی بیدار می شوم.خاطره های رنگ و رو رفته با نگاه ترک خورده تو جان می گیرد و من همین جای هیچکس نیست ، ناگهان در می یابم تو سال هاست مرا روی پله های ناتمام پشت در جا گذاشته ای.
تو با روزهای دفتر مشق رفته ای و باز نمی گردی...حتی اگر دوباره در دفتر مشقم صد بار جریمه بنویسم : آبگوشت غذای لذیذی است.مادرم غذای لذیذ درست می کند .
...اما نه ! دلم می خواهد هزار بار جریمه بنویسم : مادربزرگ غذای لذیذ درست می کند.
...حتی اگر مرا در دفتر مشقم ندیده بگیری... 

نوشته شده توسط شب بو در 8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •