...عادت کرده ايم فقط کهنگی را پس انداز کنيم...عادت کرده ايم شما را به« تو » و « تو » به هيچ بدل کنيم . گويی اين روزها که چيزی از اول دنيا نگذشته و چيزی به انتهای آن نمانده...ما تنها و تنها تلقين کنندگان صميميت هستيم.
+نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت0 قبل از ظهرتوسط شب بو |
مشب به اين فکر می کنم که ما به آن خاطر وجود داريم که چيزی از جهان کم کنيم ، کمی از گياهان ، آب ، هوا و زندگی ...تا مرگ را بسازيم و آن را به جهان اضافه کنيم .
+نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت0 قبل از ظهرتوسط شب بو |